رومینا کلاس اولی مامان

رومینا کوشا و در سخون مامان

رومینا  مامان که داره بسرعت سواد دار می شه و هر روز با کلی خاطره و تعریف از مدرسه به خونه می یاد این ماه  گذشته بر خلاف استرسی که مامان نازنین داشت خیلی خیلی جالب و خاطره انگیز بود و اصلا هیچ سختی نداشت  قربون دخترم برم که بزنم یبه تخته تا الان مدرسه رفتنش هم منو اذیت نکرد  به جرات  می تونم  بگم  مثل سالهای اول تولدش هر روز متوجه یک نکته جدید می شم و کارهای جدید یاد می گیره وای که کلاس اولی داشتن چه کیفی داره   حیف که وقتم اجازه ثبت لحظه لحظه انرا نداشت   روش یادگیری مثل خیلی از مدرسه های

ابتدا نگا ره ها و همون نوشتن حروف اولیه و   از اوخر مهر ماه شروع صدا ها ...با متد جدید

از اول مهر تاکون ۳ تا جلسه رسمی و غیر رسمی با معلم مهربان خانم صراف زاده داشتیم. اولین جلسه را بعهلت سر شلوغی مامان نازنین در مهر ماه بابا حسین شرکت کرده که با همون یک جلسه کلی معروف شده  . رومینا جون جونی  به قول معلومشون شیطون کلاس شده که یک لحظه اروم نداره هر روز هم یک دوست خیلی خیلی صمیم پیدا می کنه نگار -سحر-رومینا-مریم .و...  هر روز هم توسط کلاس پنجمی ها که کمک ناظم مدرسه هستند حداقل یکبار گروگان گرفته می شه و بعضی وقتها هم در می ره یک کلاس پنجمی هست که خیلی رومینا را دوست داره و حسابی مواظبشه البته بفقول خود  چون کلی باهاش حرف زدم که مامان جون  سر کلاس فقط به حرفهای معلم باید گوش بدی . و از چند روز پیش می گه مامان من فقط تو کلاس چشم شدم  یعنی همش معلممو نگاه می کنم  هر روزم دخترم با یک مدل مو میره مدرسه عشق مقنعه هم برای یک هفته از بین رفته بود و هر روز صبح با گریه مقنعه سرش می کرد و روزایی بود که حالا یا از دستی یا سهوا مقنعه را مدرسه جا می زاشت .

معلم کلاس ۲ سری کتاب کمک درسی را معرفی کرد که با پرداخت هزینه خودش تهیه کرد  تمام کتابها در مدرسه نگهداری می شه و رومینا فقط دفتر مشق و یا کتاب یکه باید تو خونه واسه مشق ااونروز  باشه می یاره  خونه .دخترم تو این یک ماه یک کیف دیگه  و تا جامدادی دیگر هم خرید . کل برنا مه اش روی نظمه و تقریبا می شه گفت نسبت به وسایلاش منظمه هر روز سعت ۷.۴۵ توسط مامانی و بابایی به مدرسه برده می شه  و ضهر ساعت ۱۲.۳۰ توسط مامان طاطا مهربون پیاده به خونه مامانی می ره  و بعد صرف نهار و استراحت کوچک از ساعت ۱۴ مشق هایی که داره می نویسه  و تا ۴ که من خونه می یام تقریبا همه چی تمومه و از ۴ به بعد بستگی به روزی  هفته دخترم یا کتابهای کمک درسی یا تمرین موسیقی در خونه می کنه و اغلب ساعت ۹ هم خوابیده .بعلت اینکه دوربین عکاسی ما توسط مامان نازنین افتاده شد و ناک اوت شد زیاد نمی تونم اینروزا عکسا با کیفیتی داشته باشم .عکسهای زیر مربوط به روز جشن قران و اولین مشق و اولین دیکته رومیناو پیک نیک پاییزی ما  است .

روز جشن قران طبق دستور معلم دخترا با موهای اراسته و تاج به مدرسه رفتن به پیشنهاد .یکی از مامانهای با سلیقه  کیک به شکل قران هم درست شد و اونروز سر کلاس جهت جشن برده شد (البته من نتونستم بمونم واسه همین عکس ندارم )

دختر نیمه  نیمه سواد مامان که تا حالا  آ ا  ب ب  د را یاد گرفته .و کل کلمه هایی که از این حروف مشتق می شه را مثل اباد  اب بابا و.... را می تونه بنویسه و کلی باباش داره خوش به حالش می شه .

عکسهای رومینا

روز جشن قران با کتاب قران

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

یکی از اولین مشق های

 آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

اولین دیکته

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

پیک نیک در یک  روز زیبای پاییزی با همکار های مامان نازنین 

 دختر مامان کل بساط خاله بازی و دینا  ـ(بقول خودش خواهرشه)  را آورده

  آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

رومینا و شایان (هر دو تا کلاس اولی )

 آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

رومینا شایان  اشکان   من از بالکن عکس هنری گرفتم

 

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروزتا بعد