تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie رومینای ما

این روزا رومینا هر دقیقه به یه شغلی علاقه مند میشه مثلا یک روز یک دلقک دیده بود که داره توپ می اندهزه هوا دخملی هوس کرده بود بشه دلقک که فقط همون کار خطیر را انجام بده  و الزاما باید یه بازی در این رابطه سر ما دربیاره ، مثلا همین دیشب به موبایلم زنگ زد و :

صدای تلفن=بوق بوق بوق

رومینا = الو

بابا= الو سلام

رومینا= ببخشید شما به آتش نشانی تماس گرفته استید

بابا=نه ما تماس نگرفتیم

بابا= ببخشید شما کی هستید

رومینا= من خانوم آتش نشانی هستم

رومینا= آقا لطفا دوباره زنگ مزاحمت نزنین

تلفن = قطع



بیست و چهارم آبان 1388 | | مامان نازنین |

بابایی من بدجوری نفت کردم(نفخ کردم)

من موهام رو  مدل  ریل  زدم ( لیر)

من میرم تو اتاق آسیس (آفیس)

من موهام رو مدل دمبستی میبندم (دم اسبی)



بیست و چهارم آبان 1388 | | مامان نازنین |
رومینا  جونی  در آتلیه  در پنج سال و نیمگی .  ۵.۵

   این ۲ تا عکس از بین ۳۰ تا عکس دیگه انتخاب کردم که خیلی سخت بود  . عکاسی که از رومینا عکس می گیره از ۲ ماهگی ازش عکس گرفته  ایشالله یک روز جشنواره عکسهای اتلیه رومی را هم راه می اندازم .فایل عکسها را نداشتم عکسها را اسکن کردم .

 

Image Hosting by PictureTrail.com

و اینم عکس پرتره (عروسک مامان  )عاشق نگاهشم که به دور دستها  است.دقت کنین می بینم چقدرم  خوشحاله .ناگفته نماند که دخترک ژست نگرفته خودشه خیلی عادی  مهارت عکاسه در اینه که نمیخواد کسی ژست بگیره- واسش قصه تعریف میکنه و ازش میخواد به اون موضوع فکر کنه  )خیلی هم رومینا را دوست داره .

Image Hosting by PictureTrail.com

پی نوشت۱ :

- عکسها را که واسه اسکن بردم اداره عکس  بالایی روی میز جا مونده بود یکی از همکارهای آقا از دور دیده میگه خانم فلانی عکس  مدل  می یاری اداره !!!!!!بهش گفتم نه بابا رومینا است !!!!یعنی دخترم مثل مدل ها افتاده!!!!!!!



نوزدهم آبان 1388 | | مامان نازنین |